فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
کارگاه آموزشی مهارتهای زندگی با تمرکز بر تربیت فرزند ویژه بانوان
سه شنبه هر هفته ساعت 16
شرکت برای عموم آزاد است
(شرکت  در کلاس رایگان می باشد)

Image result for ‫تربیت فرزند‬‎


تاریخ : شنبه 14 دی 1398 | 12:26 ب.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
خاطرات علی امینی، یعقوب توکلی، انتشارات سوره مهر 
 
 
این کتاب شامل خاطرات دست‌نوشته علی امینی است که سال‌ 71 در خارج از کشور به زبان فارسی و در قالب 16 مقاله منتشر شد.پس از انتشار این مقاله‌ها، علی امینی در پاسخ به برخی سوالات مطرح شده درباره خاطراتش با دست‌اندرکاران مجموعه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد گفت‌وگو کرد که نتیجه این گفت‌وگوها یک کتاب شد.
 


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
خاطرات مرضیه حدیدچی ، به کوشش محسن کاظمی، انتشارات سوره مهر
 
 
مرضیه حدیدچى (دباغ) از جمله زنان مبارز در سال های منجر به پیروزی انقلاب ‏است که فعالیت ها و حرکت هاى سیاسى خود را از سال 1346 آغاز کرد و این مبارزات را تا پیروزى انقلاب اسلامى ادامه داد. وی پس از پیروزی انقلاب فرمانده سپاه همدان، مسوول ‏بسیج خواهران و نماینده مجلس شورای اسلامی بوده است.
 
ماجراى قیام 15 خرداد 1342، تحصیل در محضر آیت‏الله سعیدى و شروع مبارزات، دستگیرى و شکنجه توسط عوامل شاه در سال 1352، هجرت به انگلستان، فعالیت هاى سیاسى در انگلیس، سوریه و لبنان، عزیمت به نوفل لوشاتو، فرماندهى سپاه همدان و عزیمت به مسکو براى ابلاغ پیام‏ حضرت امام خمینی (ره) به میخائیل گورباچف از جمله محورهای موضوعی خاطرات مرضیه حدیدچی هستند.


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 10:59 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
 
این کتاب اگرچه طبق عنوانش بیان خاطرات یکی از مبارزان قبل از انقلاب است اما در دل آن خاطرات جذاب، خواندنی و جالبی درباره مبارزات قبل از انقلاب و گروهک های مختلف بویژه سازمان مجاهدین خلق دارد و با اینکه نزدیک به یک دهه از چاپ اولیه آن می گذرد، همچنان جزو کتاب های پر فروش در زمینه تاریخ شفاهی محسوب می شود.
 


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 10:58 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات

 

ریشه‌های انقلاب ایران

ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی

 دفتر نشر فرهنگ اسلامی

اصلِ کتاب، با عنوانِ «ریشه‌های انقلاب: تاریخ تفسیری ایران مدرن» در ۱۹۸۱ منتشر شده است. کدی در تحلیل خود از چرایی وقوع انقلاب ایران، تلاش کرده تا توأمان به عوامل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعة ایران که در طول تاریخ معاصر (از قرن نوزدهم میلادی و آغاز رویارویی اجتناب ناپذیر ایران با غرب) شکل گرفته‌اند، توجه داشته باشد. با این حال، کتاب بیش از آنکه تحلیلی نظری ارائه دهد، متکی بر گزارش است.



تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات

انقلاب اسلامی، برون رفت از عالم غربی

اصغر طاهرزاده

لب‌المیزان، ۱۳۸۸

همان‌طور که عنوان کتاب نشان می‌دهد، مسئلۀ اصلیِ کتاب، حول دو محورِ کلی می‌گردد: مبانی دینی و بالاخص عرفان شیعی انقلاب و تضاد ذاتیِ آن با مبانی مدرنیتۀ غربی. استاد طاهرزاده در این کتاب که شامل شش بخش اصلی است، کوشیده تا «انقلاب اسلامی را از منظری بنمایاند که راه تفکر نسبت به آن گشوده گردد» (ص۲۵). بخش‌هایی شش‌گانۀ کتاب، عبارتند از: «انقلاب اسلامی، بستر عبور از غرب یا بسط مدرنیته؟»، «انقلاب اسلامی و راه برون‌رفت از عالم غربی»، «انقلاب اسلامی و برگشت به تماشاگری راز»، «انقلاب اسلامی، بستر توحید در قرن حاضر»، «انقلاب اسلامی و گشودن جبهۀ حق در ظلمات دوران» و «ای امام». همان‌طور که عناوین نشان می‌دهند، طاهرزاده اولاً انقلاب اسلامی را یک انقلاب معنوی در برابر دنیای مادی غرب می‌داند و ثانیاً همان‌طو رکه فصل پایانی نشان می‌دهد، تاکید زیادی بر نقش بی‌بدیل امام خمین (ره)، بالاخص وجوه عرفانی شخصیت ایشان دارد. بنابراین طاهرزاده کوشیده تا انقلاب اسلامی را به‌عنوان ملاک و معیار حق و باطل جلوه دهد: می‌توان انقلاب اسلامی را «یک رستاخیر معنوی به شمار آورد که حساب و جایگاه هر کس را در دوران کنونی که دوران تقابل انقلاب سلامی با فرهنگ مدرنیته است، تعییین می‌کند» (ص۱۴). نکتۀ دیگری که طاهرزاده در فصل به آن می‌پردازد، پیوند مبانی تفکر شیعه، نظیر واقعۀ غدیر و انتظار در عصر غیبت با انقلاب اسلامی است. اما نویسنده در فصل دوم، به قطب متضاد انقلاب اسلامی، یعنی غرب و مدرنیته می‌پردازد و با مقابل قراردادنِ هدف این دو جبهه، راه‌برون رفت از عالم غربی را منحصر به انقلاب اسلامی می‌داند. لذا در فصل سوم، به مصادیق تقابل انقلاب اسلامی و مدرنیته مانند محدودیت‌های علم تجربی، وارونگی فرهنگی و نظایر آنها اشاراتی دارد. فصل چهارم، به مصادیق مبارزۀ جبهۀ توحیدی و جبهۀ غرب می‌پردازد و در ضمن آن، به تفاوت‌های انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه نیز توجهاتی دارد. نکتۀ قابل توجه که بیشتر در فصول اول تا چهارم دیده می‌شود، توجه شدیدی است که طاهرزاده به «ذات‌داشتن» انقلاب اسلامی و «بی‌ذات» بودن مدرنیته و نگاه‌های غربی دارد، تا جایی که مبنای اصلی کتاب حاضر را ذات‌داشتن انقلاب اسلامی می‌داند (ص۱۷). فصل پنجم، به مباحث جزئی‌تری می‌پردازد که در عصر مابعد انقلابی به کار می‌آیند. طاهرزاده در این فصل، به تکیه بر مبانی فلسفۀ تاریخی شیعه که در انقلاب اسلامی به ظهور رسیده، به ظرفیت‌های انقلاب اسلامی مانند «مدیریت معنوی»، «معنی کامیابی» و «شاخصۀ اصلی انقلاب اسلامی» اشاره می‌کند. فصل پایانی، به‌نوعی سخنان نویسنده در کتابی دیگر با عنوان «امام خمینی (ره) و خودآگاهی تاریخی» بسط یافته‌اند. طاهرزاده، از آن دسته از متفکرینی است که شدیداً به نقش بی‌بدیل امام خمینی (ره)، بالاخص افق‌های عرفانی ایشان در شکل‌گیری و نیز تبیین انقلاب اسلامی معتقد است. در صفحات پایانی کتاب در وصف پیوند انقلاب اسلامی و جایگاه حضرت امام (ره) چنین آمده است: «ای امام! تو به ما درس صحیح زندگی کردن دادی و تا تو را شاگردی می‌کنیم، زنده‌ایم؛ از خود انقلابی به جای گذاشتی که خورشیدی است در شب تاریک و یخ‌زده این قرن. تو رمز و زار حیات آسمانی و عزت زمینی را بر جای گذاردی، حال از خدایت بخواه تا بتوانیم از آن پاسداری کنیم» (ص۲۳۳).



تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات

انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن

عماد افروغ

انتشارات سورۀ مهر؛ ۱۳۸۶

کتاب مذکور، همچون بسیاری از آثار دکتر افروغ، مجموعه ‌مقالاتی است که البته به‌رغم پراکندگیِ ظاهری، واجد خط فکرها و اشتراکات معنایی قابل توجهی است. کتاب شامل ۱۵ گفتار است. گفتارهای اول و دوم، «پیش‌گفتار» و «مقدمه» است و گفتار سوم و چهارم، «آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی» و «ماهیت، ضرورت و ارکان نقد در جمهوری اسلامی» است. اما بحث اصلیِ کتاب از گفتار پنجم آغاز می‌شود؛ جایی که دکتر افروغ به «تبیین فلسفیِ انقلاب اسلامی بر اساس حکمت متعالیه» می‌پردازد. گفتارهای «ربط دو گفتمان مشروطه و انقلاب اسلامی»، «خودآگاهی تاریخی» و «مشروعیت در نگرش امام خمینی (ره)»، به‌لحاظ محتوایی، قرابت زیادی با گفتار پنجم دارند. تبیین و بحث پیرامون مسائل انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، عمدتاً در گفتارهای نهم، دهم و یازدهم به ترتیب با عناوین «معناداری مردم‌سالاری دینی»، «آزادی در اندیشۀ سیاسی امام خمینی (ره)» و «دموکراسی در اندیشۀ سیاسی امام خمینی» آمده است. افروغ در گفتارهای دوازدهم و سیزدهم، بحثی پیرامون جایگاه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی با عناوین «انقلاب اسلامی، رنسانی دیگر» و «جمهوری اسلامی، ترجمان فلسفۀ سیاسی سوم» مطرح ساخته است. گفتارهای چهارده و پانزده، «بایسته‌های اصول‌گراییِ خلاق و انتقادی» و «جنبش حزب‌الله، بسط یافتۀ انقلاب اسلامی»، اولی مقاله‌ای کوتاه و فشرده و دومی سخنرانی نویسنده در همایش شهدای مقاومت لبنان است. «مرگ‌آگاهی و فرهنگ ایثار» ضمیمۀ فصل پانزدهم و آخرین بحث این کتاب است. در میان این پراکندگی ظاهری، می‌توان چند نکته را به‌عنوان شاخصۀ مباحث افروغ بررسی کرد: اول، روش‌شناسی رئالیسم انتقادی صدرایی است که افروغ با تکیه بر آن، به تحلیل انقلاب اسلامی، به‌عنوان یک پدیدۀ اجتماعی-سیاسی می‌پردازد. دلیل تأکید افروغ بر این روش در قیاس با روش‌های پوزیتویستی و هرمنوتیکی، التزام این روش به وجود یک جوهر باطنی ونفس‌الامری در ورای تغییرات معرفتی و اجتماعی است. با استناد به فرمایش حضرت امام (ره) که «این انقلاب، هدیه و تحفه‌ای الهی و واقعیتی منحصربه‌فرد است»،بررسی این پدیده، نظریه‌ای منحصر‌به‌فرد و ناظر به جوهر الهی را می‌طلبد (ص۶۰). نکتۀ دومی که می‌توان از این کتاب استخراج کرد، این است که سفر چهارم اسفار اربعۀ صدرایی نیز به تبیین انقلاب اسلامی با تاکید بر نقش بی‌بدیل حضرت امام (ره) تاکید دارد. افزون بر این، تاکید افروغ بر اینکه «انقلاب اسلامی، ریشه در نگرش صدرایی امام (ره)» داشته، معطوف به نکاتی مانند کل‌گرایی توحیدی و یکی شدن دین و سیاست در این مکتب فلسفی نیز می‌گردد (صص۱۰۸-۱۱۱). نکتۀ سوم، معطوف به مسئلۀ مشروعیت که در نظام صدرایی و اندیشۀ امام خمینی (ره) آمیخته‌ای از «حقانیت» و «مقبولیت» است، می‌گردد (ص۵۵). بنابراین تاکید دکتر افروغ بر تبیین صدرایی، صرفاً به وقوع انقلاب اسلامی باز نمی‌گردد، بلکه نویسنده، با دل‌نگرانی از استمرار انقلاب اسلامی در قالب نظام جمهوری اسلامی، مبانی صدرایی را فرا می‌خواند تا این مسائل را تبیین نماید. لذاست که بر همین اساس، به آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی و نقد جمهوری اسلامی می‌پردازد و مهمترین آسیب این انقلاب را «تئوریزه نکردن انقلاب اسلامی به‌مثابه واقعیتی منحصر‌به‌فرد» می‌داند.



تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 09:28 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات

آیندۀ انقلاب اسلامی ایران

استاد مرتضی مطهری

انتشارات صدرا،۱۳۶۲

متن اولیۀ کتاب، پیشتر با عنوان «پیرامون انقلاب اسلامی» منتشر شده و این مجلد که همراه با اضافاتی است، مشتمل بر شش بخش است. بخش اول به بررسی اهداف روحانیت در مبارزات می‌پردازد. شهید مطهری بر این باور است که روحانیت در مبارزات خود برای انقلاب اسلامی، تنها یک بُعدی عمل نکرده‌اند؛ بلکه خواسته‌اند تمام وجوه اسلام در جامعه تحقق پیدا کند. اما از آن‌جا که رسیدن به این خواسته، تغییر در آنچه اساس و زمینۀ ایجاد آن‌را تشکیل می‌دهد است، باید گفت اساسی‌ترین هدف روحانیت، همان چیزی است که در صدر اسلام اتفاق افتاد، یعنی تغییر حاکم و حکومت فاسد و اصلاحِ آن که این با تشکیل حکومت اسلامی محقق می‌گردد (صص۲۶-۲۷). بخش دوم که متن سخنرانیِ استاد شهید در دانشکدۀ الاهیات در تاریخ ۲/۱۱/۵۷ است، به «مفهوم آزادی عقیده» می‌پردازد. بنا به نظر سخنران، میان آزادی عقیده و آزادی تفکر تفاوت وجود دارد؛ هر عقیده‌ای ناشی از تفکر نیست. شرط آزادی تفکر، صراحت و عدم نفاق است (ص۴۱). بخش سوم، با عنوان «تحلیل انقلاب ایران»، مباحثی هم چون نظریه‌ها دربارۀ ماهیت انقلاب‌ها و از جمله، ماهیت انقلاب اسلامی ایران را مورد نظر دارد (صص۶۴-۶۷). این شهید، در ارتباط با ماهیت انقلاب اسلامی ایران، چهار نظریه آورده و از میان آن‌ها، نظریۀ «انقلاب اسلامیِ چندبعدی و همه‌جانبه» را مقبول ‌می‌داند (همان).

بخش چهارم، با عنوان «آیندۀ انقلاب اسلامی ایران» در نُه فصل، می‌کوشد هم به تبیین ریشه‌های انقلاب اسلامی بپردازد و هم مسائل پیشِ رویِ آن‌را حل نماید:

۱. ماهیت انقلاب ایران که در ادامۀ بخش سوم، نظریاتی را در ارتباط با ریشۀ انقلاب‌ها آورده است (صص۱۲۱- ۱۲۵). ۲. ریشه‌های انقلاب اسلامی است که مهترین بحث آن، این است که انقلاب روحی، مقدمۀ انقلاب اجتماعی است (ص۱۳۲). در صفحۀ ۱۳۲ چنین می‌خوانیم «آیا ممکن است جامعه‌ای انقلاب کند، نظامات اجتماعی حاکم بر آن جامعه را دگرگون کند، بدون آنکه مردم از نظر روحیه و شخصیت روحی دگرگون شده باشند؟ ... این امکان ندارد». استاد مطهری ارکان انقلاب روحی مردم ایران را دو چیز دانسته‌اند: دمیده شدن روح امر به معروف و جهاد در آنها، احساس شخصیت» (صص۱۳۳-۱۳۴). ۳. عدالت اجتماعی؛ معنویت، پایه و جزء لاینفک عدالت اجتماعی است(ص۱۵۵). ۴. استقلال و آزادی؛ در این قسمت گفته می‌شود «عدم استقلال فرد» به شکل‌های گوناگونی می‌تواند باشد (ص۱۵۷). همچنین از انواع مختلفی از استقلال مانند استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی و استقلال مکتبی صحبت شده است. ۵. معنویت در انقلاب اسلامی؛ ۶. روحانیت و انقلاب اسلامی؛ ۷. وظایف حوزه‌های علمیه؛ ۸. نقش زن در جمهوری اسلامی؛ ۹. نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران.

بخش پنجم کتاب، مجموعه مصاحبه‌‌هایی از استاد مطهری است با عنوان «دربارۀ جمهوری اسلامی» و معطوف به مسائل آیندۀ نظام جمهوری اسلامی و بخش ششم که بخش پایانی و ضمیمه شده به کتاب است، به تبیین‌های درخشان استاد مطهری پیرامون اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، اسلام و آزادی تفکر و فرق بین فکر و عقیده می‌پردازد.



تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 09:10 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
بیست و دوم بهمن 1357 
تهران و اغلب شهرستان ها همچنان صحنه جنگ خونین مردم و نیروهای مسلح بود. از غروب روز بیستم، کسی خیابان‌ها را ترک نکرده بود. درحالیکه حملات مردم مسلح به تمام مراکز قدرت رژیم شدیدتر می شد خبر رسید که ستاد ژاندارمری واقع در میدان بیست وچهار اسفند (انقلاب) به دست افراد نیروی هوایی، دریایی و مردم افتاده است. پس از ساعتها زد و خورد، پادگان عشرت آباد به تصرف مردم در آمد و بر اثر حملات مردم به تسلیحات ارتش،کارخانه‌ها و انبارهای اسلحه به دست مردم افتاد. سرانجام درحالی که همه خیابان‌ها شاهد حضور جوانان مسلح بود، در ساعت 30/10 دقیقه صبح، شورای عالی ارتش با شرکت رئیس ستاد، وزیر جنگ واکثر فرماندهان تشکیل جلسه داد و پس از مذاکرات بسیار، طی اعلامیه‌ای بی طرفی ارتش را اعلام کرد:
 «با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت ده و نیم امروز بیست و دوم بهمن سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، به اتفاق آراء تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج ومرج و خونریزی بیشتر، بی طرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام و به یگان‌های نظامی دستور داده شد به پادگان‌های خود مراجعت نمایند. ارتش ایران همواره پشتیبان ملت شریف و نجیب و وطن پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته های ملت شریف با تمام قدرت پشتیبانی می نماید.»
این اعلامیه زمانی از رادیو پخش شد که شهر پر بود ازمردم مسلحی که سوار برخودروهای نظامی بودند. همچنین کاخ گلستان، مرکز رادیو ایران و ژاندارمری کل کشور در دست مردم بود. شهربانی کل کشور، دانشکده افسری، دانشکده پلیس و دبیرستان نظام نیز به دست نیروهای مردمی فتح شد. مردم، زندان کمیته [کمیته‌ی مشترک ضدخرابکاری] را که مرکز بازجویی و شکنجه متهمان سیاسی بود، به تصرف درآوردند و زندانیان را آزاد کردند. تا غروب این روز، تمام کلانتری ها، پادگان‌ها، پاسگاه ها و مراکز نظامی به دست مردم افتاد، زندان قصر، زندان جمشیدیه نیز تصرف شد و زندانیان آن‌ها فرار کردند، اما توسط مردم دستگیر شده و به مدرسه رفاه – محل شورای انقلاب – برده شدند. فرمانداری نظامی آخرین اطلاعیه خود را صادر کرد. به موجب این اطلاعیه از نظامیان خواسته شد برای اجرای تصمیم شورای عالی ارتش به پادگان‌های خود برگردند. درحالی که مردم به سوی کاخ نخست وزیری در حرکت بودند، بختیار که پس از فرار نظامیان با تعداد کمی محافظ تنها مانده بود ناهار خود را نیمه تمام رها کرد و از در پشتی ساختمان نخست وزیری گریخت. سپهبد رحیمی (فرماندار نظامی تهران و رئیس شهربانی) به دست مردم اسیر شد و سرلشكر ناجی (فرمانده گارد جاویدان) در حوالی میدان فوزیه امام حسین (ع) در جریان زد و خورد به ضرب گلوله ای کشته شد. امیرعباس هویدا نخست وزیر اسبق، نیز خود را به شورای انقلاب تسلیم کرد. رادیو و تلویزیون نظامی به تصرف مردم در آمد. در آخرین لحظه‌ها گوینده رادیو پیامی را که از سوی آیت الله طالقانی رسیده بود، خواند و سپس برنامه قطع شد. در آن پیام ازکارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون خواسته شده بود تا به سرکار خود بازگردند. پس از سکوتی نسبتا طولانی، رادیو دوباره آغاز به کار کرد. صدای گوینده‌ از شدت هیجان می لرزید:
«توجه توجه ... این صدای انقلاب ملت ایران است...»
فریاد شادی از تمام خاک ایران برخاست، آخرین سلسله‌ی پادشاهی ایران، سرانجام سقوط کرد...


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:58 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
بیست و یكم بهمن 1357 
ساعت 10 صبح اسلحه‌خانه‌ی نیروی هوایی به همت مردم و كمك همافران فتح شد.
ساعاتی بعد كلانتری‌های 9، 10، 11، 12، 16، 26 و كلانتری نارمك به دست مردم افتاد.
مردم تانك‌ها و نفربرها را به خیابان‌ها آوردند و به یكدیگر روحیه می‌دهند. فرمانداری نظامی كه دست‌پاچه شده‌است، در آخرین اعلامیه‌اش كه بارها از رادیو پخش شد، ساعت منع عبور و مرور را چهار و نیم عصر اعلام كرد.
امام خمینی در پاسخ به دستور فرمانداری پیامی به این شرح صادر فرمودند: «اعلامیه‌ امروز حكومت نظامی، خدعه و خلاف شرع است؛ مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نكنند، برادران و خواهران عزیزم، هراسی به خود راه ندهید كه به خواست خداوند تعالی، حق پیروز است.»
مردم خیابان‌ها را ترك نكردند.


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:57 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
 
نوزدهم بهمن 1357 
بختیار دستور تیراندازی به سمت مردم را می‌دهد. در بعضی از نقاط كشور به سمت مردم تیراندازی می‌شود. عده‌ی زیادی از همافران و افراد نیروی هوایی، با لباس‌های نظامی و در میان شادی و حیرت مردم به اقامت‌گاه امام رفتند. امام خمینی در این دیدار، خطاب به همافران فرمودند:
«همان‌طور كه گفتید تا حالا در اطاعت طاغوت بودید، حال به قرآن پیوستید. قرآن حافظ شماست. امیدوارم با كمك شما بتوانیم در اینجا حكومت اسلامی را برقرار كنیم.»


بیستم بهمن 1357 
پس از خبر ساعت 20، تصاویری از دوران اقامت امام خمینی در پاریس از شبكه سراسری تلویزیون پخش شد. هم‌زمان با پخش تصویر امام خمینی، همافران نیروی هوایی در پادگان، فریاد «الله‌اكبر» سر دادند. شعار همافران در حمایت از امام خمینی باعث خشم افسران و كاركنان ضد اطلاعات نیروی هوایی شد. اخطارهای تند آنان به همافران، به درگیری و تیراندازی و ورود گارد شاهنشاهی منجر شد. با بالا گرفتن درگیری، مردم برای كمك به همافران ارتش وارد پادگان شدند اما لوله‌ی مسلسل گارد شاه به سمت مردم چرخید و آن‌ها را هدف گلوله قرار داد. درگیری تا صبح ادامه داشت...




تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:54 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
 
هفدهم بهمن 1357 
مردم در خیابان‌ها و در حمایت از دولت بازرگان تظاهرات می‌كنند. شعارها علیه بختیار است، مردم بختیار را نمی‌خواهند. بختیار سعی دارد به مردم بفهماند در انجام وعده‌های خود كوشاست.
به همین منظور در جلسه‌ی مجلس حضور می‌یابد و نمایندگان در حضور بختیار طرح‌های انحلال ساواك و دستگیری نخست‌وزیران و وزیران دولت از سال 1341 تا آن سال كه متهم به سوء استفاده از قدرت بودند را تصویب می‌كنند.


 
هجدهم بهمن 1357 
امام خمینی فرمان داده‌اند نام اشخاصی كه به نوعی به كشور و مردم خیانت كرده‌اند افشا شود. با تلاش مردم و متخصصین، فرستنده‌ای سیار در مدرسه‌ی علوی راه‌اندازی می‌شود. اینجا تهران، كانال انقلاب!


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:53 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات

شانزدهم بهمن 1357 
ده‌ها خبرنگار داخلی و خارجی، گروه‌های مختلف مردم و جمعی از نزدیكان امام در سالن مدرسه‌ی علوی اجتماع كرده‌اند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی حكم نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان را قرائت می‌كند. در حالی كه مردم هر لحظه به پیروزی نزدیكشان امیدوارتر می‌شوند، جمعی از تیمساران ارتش در حال فراهم كردن مقدمات اجرای طرحی با حمایت مستقیم آمریكا برای دستگیری امام و كشتن مردم هستند.
اعضای شورای انقلاب، آیت‌الله دكتر بهشتی، آیت‌الله مطهری و مهندس بازرگان با تماس‌های مداوم با فرماندهان ارتش سعی می‌كنند ارتش را بدون خونریزی، متحد ملت كنند. مردم با گل و اشك و شعار به استقبال ارتشیان می‌روند.


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:52 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
 
چهاردهم بهمن 1357 
در تمام كشور مردم به اعتصاب عمومی دست زده‌اند. كاركنان ادارات و وزارتخانه‌های مختلف، وزیران و مدیران دولت را به محل كار خود راه نمی‌دهند. جواد شهرستانی، شهردار وقت تهران، به دیدار امام می‌رود و استعفانامه‌اش را به ایشان تسلیم می‌كند و البته دوباره از سوی امام شهردار می‌شود. بختیار از انتشار این خبر و احتمال این‌كه سرمشق دیگر زیر دستانش قرار گیرد به شدت می‌ترسد و طی یك مصاحبه شروع به ناسزاگویی به جواد شهرستانی می‌كند و سایر كارمندان و مسئولان دولت خویش را تهدید می‌كند. با همه‌ی این‌ها شهردار تهران، تنها كسی نبود كه به مدرسه‌ی علوی(محل سكونت امام) روی آورد.



پانزدهم بهمن 1357 
بختیار تمام پایگاه‌هایش را از دست داده و همچنان با انجام مصاحبه‌های مختلف سعی در به رخ كشیدن قدرت خود دارد. محورهای مورد تاكید و تهدید او در مصاحبه‌ها این‌ها هستند:
    - به آیت‌الله خمینی اجازه تشكیل دولت موقت را نمی‌دهم.
    - كسانی را كه جنگ داخلی راه بیندازند اعدام می‌كنم.
    - تمام نظرات امام خمینی را در لباس قانون تحقق می‌بخشم.
امام در پاسخ تهدید‌های دولت فرمودند: «من باید نصیحت كنم كه دولت غاصب كاری نكند كه مجبور شویم مردم را به جهاد دعوت كنیم. ما از ارتش می‌خواهیم هر چه زودتر به ملت متصل شوند. آن‌ها فرزندان ما هستند. ما به آن‌ها محبت داریم...»
امام همچنین در سخنرانی‌ها و دیدار‌هایشان با مردم اصول سیاست‌هایشان را این‌گونه بیان فرمودند: «تمام اتباع خارجی در ایران به صورت آزاد زندگی خواهند كرد. ما برای اقلیت‌های مذهبی احترام قائل هستیم. نظر من راجع به رادیو و تلویزیون و مطبوعات این است كه در خدمت ملت باشند. دولت‌ها حق هیچ نظارت ندارند...»


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:46 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
سیزدهم بهمن 1357
بختیار در واكنش به استقبال عمومی مردم از ورود امام، پی‌درپی با انجام مصاحبه و صحبت در مورد برنامه‌های آتی خویش سعی در عادی جلوه‌دادن اوضاع دارد. مردم امام، چشم و گوش به مدرسه‌ی علوی دوخته‌اند. جمعیت مشتاق به دیدار اما آنقدر زیاد هستند كه كوچه‌های اطراف مدرسه‌ی علوی مملو از آدم شده است. مردم پارچه‌های دست‌نویسی روی دیوار‌ها نصب كرده‌اند كه روی‌شان نوشته‌شده: «زیارت قبول، با یك بار زیارت امام این توفیق را به دیگران هم بدهید»


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:45 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
سیزدهم بهمن 1357
بختیار در واكنش به استقبال عمومی مردم از ورود امام، پی‌درپی با انجام مصاحبه و صحبت در مورد برنامه‌های آتی خویش سعی در عادی جلوه‌دادن اوضاع دارد. مردم امام، چشم و گوش به مدرسه‌ی علوی دوخته‌اند. جمعیت مشتاق به دیدار اما آنقدر زیاد هستند كه كوچه‌های اطراف مدرسه‌ی علوی مملو از آدم شده است. مردم پارچه‌های دست‌نویسی روی دیوار‌ها نصب كرده‌اند كه روی‌شان نوشته‌شده: «زیارت قبول، با یك بار زیارت امام این توفیق را به دیگران هم بدهید»


تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1398 | 08:45 ق.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 73 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • بابل
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو