تبلیغات
کتابخانه ملاحسینقلی شوندی - معرفی کتاب دفاع مقدس:"حرمان هور" به کوشش علیرضا کمری

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
دا
سیده زهرا حسینی

دا، در لهجه محلی یعنی مادر و این کتاب خواسته رنج، اندوه، تلاش و مقاومت مادران ایرانی را بازگو کند. سیده زهرا حسینی خرمشهری است. جنگ که شروع شد، مثل بقیه جوان های خرمشهری رفت مسجد جامع و خودش را معرفی کرد.

هر کاری که پیش می آمد، از امدادگری، حمل مجروح، تعمیر اسلحه، پخت و پز و توزیع مهمات کمک می کرد. پدر و بادرش شهید می شوند و او با دست خودش آنها را خاک می کند. دا، روایت همین روزهاست؛ با زبانی ساده و پر از جزئیات.

10 کتاب برتر خاطرات جنگ
پیکر جوانی را دیدم که به شکل دلخراشی به شهادت رسیده بود. نمی توانستم به او نگاه کنم؛ چه برسد بخواهم به او دست بزنم و یا جابه جایش کنم. پایین تنه اش از قسمت کمر بر اثر موج انفجار شکافته و پاهایش خلاف جهت تنه رو به بالا افتاده بودند ... دردناکتر از این، وضع پدر و مادر سالخورده جوان بود که از خانه محقرشان بیرون آمده با گریه و زاری او را صدا می زدند: عبدالرسول، عبدالرسول.

وقتی دیدم پیرزن خودش را روی زمین انداخت و کورمال کورمال روی خاک ها دست می کشید و جلو می آید، تازه فهمیدم چشمانش نمی بیند. پیرزن روی جنازه دست می کشید و می گفت: یومّا، یومّا، مادر، مادر. انگار از سکوت پسرش فهمیده بود اتفاقی افتاده.


تاریخ : سه شنبه 4 مهر 1396 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : مجید بیگلری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • بابل